چرایی حضور در عرصه انتخابات ویژگی اساسی و برجسته هر انسانی برخورداری وی از حق انتخاب است. این اصل حیاتی دارای جایگاهی بسیار ارزشمند در آموزههای دینی و خرد انسانی است و در همین راستا روایت پذیرش نماینده شهر مدائن از سوي امام علی(ع) آنچنان شورانگیز است که هر مسلمان مومن ایرانی باید به خود ببالد و افتخار نماید که سابقهای اینچنین درخشان دارد و اين رفتار از سوی پیشوای موحدان جهان، افزون بر تاکید بر درستی این حق طبیعی، نشان از اهمیت و نقشآفرینی بیبدلیل نظام نمایندگی در تعیین سرنوشت انسان، پیشرفت و تعالی او دارد. پیشینه ملت رشید ایران که پرچمی برافراشته به سابقه مادها و قامتی به درازای تاریخ دارد بعدها در پرتو تعالیم حیاتبخش اسلام، شکوه و عظمتی جاودانه پیدا کرد و در عصر ما با تدبیر و رهبری کمنظیر دوران امام خمینی(ره) شکوهی دیگر یافت و فاصله تاریخی ملت ایران با سایر ملل جهان برداشته شد و ملت ایران به جایگاه واقعی خویش دست یافت و جلوههای حضور و شعور مکرر مردم برگهای زرینی بر تارک ایران اسلامی ثبت کرد و هماکنون بار دیگر دولت و ملت در آستانه آزمایشی بزرگ قرار گرفتهاند که دقت و امانت از سوی مجریان امور و گستردگی حضور همراه با هوشمندی از سوی مردم میتواند شگفتی دیگری بیافریند و نویدبخشی ایرانی همچنان سربلند باشد که در آن مردم ضمن داشتن حق انتخاب، آزادی و امنیت، اشتغال و مسکن… همه دارای زندگی شایسته و پسندیده باشند.پس از بیان کوتاه درباره اصل اساسی حق انتخاب برگردیم به سخن اصلی و دغدغه اساسی شهروندان گرامی گنابادی، شهرستانی که مردم آن به استناد شواهد تاریخی موجود بیشترین سابقه تلاش و کوشش را در پرونده خود ثبت کردهاند و هم اکنون کمترین بهرهمندی را دارند. وجود قنواتی با سابقه حدود سی قرن همراه با حلقههاي زنجیرهوار، چاههای عمیق و نیمهعمیقِ چندین کیلومتری گوشهای از این سختکوشی و تلاشی است که نیاکان ما در جنگ سرد و سخت با طبیعت خشن داشتهاند، تا بتوانند آب زلال را بر بستر حیات و بقاء جاری سازند، راستی چه شده است که هر گنابادی غیرتمند از خود میپرسد، چرا اگر ما در اولین تقسیمات کشوری در سال 1316 جزء شهرستانهای مطرح کشور بودهایم و برخی از شهرستانهای مجاور به عنوان بخشی از گناباد به شمار میآمدهاند هماکنون در مقایسه با شهرستانهای مجاور وضعیتی اینچنین پیدا شده است؟ چرا اگر در سالیان گذشته ساخت فرودگاه در گناباد دارای ردیف بودجه بوده است هماکنون نه تنها فرودگاه فعال و نیمه فعال نداریم بلکه فرودگاه اضطراری هم نداریم. آری پرسشهایی از این دست بسیار است، اشاره به دو نمونه عینیتر در چند سال اخیر که نشانی از نافرجامی و کندی امور در گناباد دارد، بسیار قابل توجه است. 1- همزمان با گرفتن مجوز دانشکده پزشکی، یکی دیگر از شهرهای جنوب خراسان مجوز دانشکده پزشکی گرفته است، آنان با همدلی هم اکنون در حد تخصص پزشکیاند و ما تنها در حد خدمات پزشکی هستیم و بر اهل خبره فاصله این دو پوشیده نیست. 2- نمونه ملموستر مرقد مرحوم بهلول است که اگر نبود تلاشهای گسترده و در نهایت عنایت مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) مدفن ایشان امروز در گناباد نبود، بدون تردید اگر این حادثه در نقطهای دیگر رخ میداد امروز با جلب سرمایههای میلیاردی و ساختن کانونهای فرهنگی و تجاری و جلب توریست، مرقد این عالم پارسا تبدیل به پایگاهی معنوی در جهت رشد توسعه مادی و معنوی در منطقه و فراتر از منطقه میشد، دریغا که این اتفاق مبارک در شهر ما رخ نداد و تنها مصوبه ابلاغی حکایت از یکصد میلیون تومان دارد که برای مطالعات کارشناسی یک پروژه سنگین هم کفایت نمیکند. پیرامون آنچه گفته آمد توجه به دو نکته بسیار ضروری است:1- در عصر کنونی به حکم خردورزی همه بر این باورند که پیشرفت مطلوب در گرو همدلی است و نباید پیشرفت و توسعه خود را در عدم پیشرفت دیگران جستجو کرد.2- بیان پارهای از مشکلات و درد دلها به معنای متهم ساختن فرد یا افراد نیست زیرا خود این نقض غرض و افزودن مشکلی بر مشکلات است، بلکه باید بدون طرد و نفی یکدیگر به فکر چارهاندیشی و علاج درد مزمن جزئینگری باشیم، انگزدن و مجال را از رقیب ستاندن و عرصه را بر دیگران تنگ کردن پیامدهایی جز این ندارد که امروز در روستای سنو به گفته معتمدان محلی از هر 20 ازدواجی که صورت میگیرد 18 تا از آنان مهاجرت میکنند و یا در روستای گوهردشت که 25 سال قبل 8 معلم و 80 دانشآموز داشته است امروز 8 دانشآموز و یک معلم دارد، آری اگر برای این مهاجرتهای بسیار شکننده، بیکاری جوانان، فرار سرمایههای انسانی و مادی چارهای اندیشیده نشود پیامدهای دهشتانگیز آن بر هیچ یک از ما رحم نخواهد کرد. از این رو نگارنده با توجه به آنچه گفته شد پس از رایزنیهای گسترده و گفتگوهای رودررو با صاحبنظران اعم از دانشگاهیان، روحانیون، پزشکان، بازاریان و دیگر معتمدان همگان را در این دو جهت دارای رأی یکسان یافت، الف: گناباد با توجه به پیشینهای که دارد و از نظر استراتژیک نقطة ثقل مرکزی جنوب خراسان بوده نه تنها پیشرفتی نکرده است بلکه گهگاه فرصتهای بسیار اساسی را از کف داده است؛ ب: راهحل برونرفت از وضعیت موجود، همدلی، هماندیشی و تحمل سلیقههای مختلف است و همه باید بپذیریم که در انتخاباتي سالم و رقابتی با طرح دیدگاهها، ارائه برنامهها و در نهایت کارشناسی آن از سوی کارشناسان و مردم، نمایندهای با رای بالا انتخاب و او با قاطعیت، شهامت و جرأت، از حقوق از دست رفته مردم شهرستان، دفاع نماید.
|